در روزگاری نه چندان دور یک چشمه نباتی بود سبز و خرم و جوی آب زلال روانش از آبشار یاسوج و چشمه آب گوارایش و چمن های طبیعی(مور) توسط پروردگارش به زیبایی هرچه تمام تر نقاشی و آذین شده بود, بی دغدغه روزگار را سپری نمودتا اینکه بعد به لطف شهر نشینی مردمی در دور و برش سکنی گزیدند. این میهمان از راه نرسیده و نمک نشناس با بی رحمی هرچه تمامتر بر پیکر سرسبز و چمن های طبیعی و آب روانش و گوارایش آنچنان تاختند که اکنون وارث چمن های زرد, درختهای شکسته , (منازل مسکونی , سینما , کتابخانه )غیر مجاز و غیر قانونی ,پارکینگ, انواع آشغال و جدیدا با پل بیقواره , بدمنظر و بزرگی که در حال ساخت است همنشین شده است.
اکنون باید معلمینی که جهت دوره تربیت معلم و همچنین رزمندگان بسیجی اعزامی از شهرهای گچساران, دهدشت و لیکک در دو دهه پیش تنها استراحتگاه و پارک شهر یاسوج , از زیبای و خرمی آن به نیکی یاد می کردند بیایند بر خاطرات گذشته خود در این مکان حسرت بخورند .
در استانهای دیگر میلیاردها تومان خرج می کنند تا در یک بیابان برهوت بی آب و علفی پارک و فضای سبز درست کنند ولی ما میلیاردها تومان خرج می کنیم تا فضای سبز طبیعی , چشمه سارهای زیبای که از هزاران سال پیش تاکنون شاد و خرم بودند در عرض چند سال آن را به بیابان برهوت! تبدیل نمایم!







ما برای نسل بعد چه پاسخی داریم ؟ آیا نسل بعد حق استفاده از نعمتهای خداوند را ندارند؟ آیا روز قیامت به علت بی تدبیری و قصور مورد بازخواست قرار نمی گیریم؟
لذا بهتر مسئولین مربوطه فکری اساسی در مورد چشمه نباتی بکنند و با ارائه طرحی جامع از ویرانی بیشتر آن جلوگیری کنند و در صورت ضرورت مانند ساخت پل ابوذر با دعوت از صاحبنظران و معماران مجرب با کمترین تخریب از هنر زیبایی و معماری سنتی در ساخت و سازهای آن استفاده نمایند نه اینکه بعد از صرف هزینه هنگفت مانند فلکه استانداری مجبور به تخریب آن با هزینه هنگفتر شوند.
مدیر سایت
محمد رضوی نژاد